لبیک همه چیز از همه جا برای بچه مسجدی ها
|
|
اولاً همه ادیان الهی (مادامی که تحریف نظری و عملی نشده باشند) دین مهربانی هستند، چرا که خداوند متعال رحمان، رحیم، رئوف و لطیف است و همیشه به همین دستور داده است. ثانیاً چون هیچ کتابی به جز قرآن کریم دست نخورده باقی نمانده است، دین اسلام بیش از سایر ادیان و حتی مکاتب بشری دین مهربانی است – منتهی نه قرآن را خواندهاند و نه انجیل و تورات را، لذا ندانسته شعار داده و حکم صادر میکنند. ثالثاً که باید به دنبال دین حق بگردید و بدان بپیوندید، نه این که برای حقانیت یک دین قالبی بتراشید و سپس سعی کنید آن چه را دوست دارید به زور در آن قالب جای دهید و نامش را هم دین خدا بگذارید. الف – دین کلیسا با دین مسیحیت متفاوت است و مسیحیت نیز با انجیلهای پنجگانه که اخیراً سعی دارند آن را هفتگانه کنند متفاوت است و انجیلها نیز با دینی که حضرت مسیح علیهالسلام آورده است، متفاوت است. حال وقتی میگویند دین مسیحیت، منظور کدام است؟ اصلاً دین مسیحیت چیست که ما فکر و مطالعه کنیم که بدان بگرویم یا نگرویم؟! ب – مهربانی یعنی چه؟ مثلاً آن چه به دروغ به حضرت مسیح علیهالسلام بستهاند که «اگر این طرف صورتت را سیلی زدند، طرف دیگر را بیاور»، مهربانی است، یا حماقت و ذلت در مقابل زورگویان؟! اگر خود حضرت مسیح (ع) چنین بود و هیچ مزاحمتی برای قدرتها نداشت، پس چرا به صلیبش کشیدند (البته به قول خودشان)؟! آیا اگر بگویند تعریف مسیحیت این است که صلیبی به گردن خود یا سگات بیانداز و سپس هر کاری خواستی بکن، مهربانی است؟! آیا قانون نداشتن در اقتصاد، قضا، جرائم و... مهربانی است یا مسخره کردن دین و ظلم و نامهربانی به مردم؟! ج – اسلام را به خاطر احکام جهاد و قصاصش خشن معرفی میکنند – چرا که عوامل بازدارندگی، مقاومت و عزت هستند، و دعوت به بندگی ستمگران را مهربانی مینامند! در حالی که حکم به ذلت در مقابل ظالم و مساعد نمودن میدان برای ستمگر، خود بیشترین نامهربانی در حق مردم است. معلوم است که احکام قصاص در انجیل دقیقاً از روی لجبازی با احکام تورات و نیز تحریف قوانین به سود ظالم بوده است: «انجیل متی ؛ فصل 5 آیات 21و 22 و آیه 38 در آیه 21: " گفته شده است که هرکس مرتکب قتل شود، محکوم به مرگ میباشد، اما من می گویم که حتی اگر نسبت به برادر خود خشمگین شوی و بر او فریاد بزنی ، باید تو را محاکمه کرد» و در آیه 38 آمده است: «گفته شده که اگر کسی چشم دیگری را کور کند،؛ باید چشم اورا کور کرد واگر دندان کسی را بشکند باید دندانش را شکست. اما من می گویم که اگر کسی به تو زور گوید با او مقاومت نکن؛ حتی اگر به گونهی راست تو سیلی زند؛ گونهی دیگرت را نیز پیش ببر تا به آن نیز سیلی بزند». این «گفته شده»ها همه به احکام صریح قصاص در تورات اشاره دارد و از سیاق کلام معلوم است که وحی نیست، بلکه تحریف دستگاه حاکم و جبار است. اگر تورات وحی باشد، انجیل نیز وحی باشد دیگر «گفته شده – من میگویم» معنا و مفهومی ندارد و خداوند نیز هیچگاه و توسط هیچ پیامبری متناقض نفرموده و اسباب زورگویی ظالمین و خواری و ذلت مظلومین را فراهم ننموده است. ج – در عین حال شاهدیم که اغلب ظلمها و جنگهای عالم توسط همین به اصطلاح مسیحیان خوشاخلاق به راه افتاده است. همین مسیحیان بودند که جنگها و کشتارهای شدید داخل اروپا را به راه انداختند، به امریکا رفتند و سرخپوستان را قتل عام کردند، به کشورهای افریقایی سفر کردند و سیاه پوستان را به بردگی کشیدند – به کشورهای اسلامی آمدند و بیرون نرفتند و اکنون نیز به نسل کشی مسلمانان و سایر مستضعفین عالم مشغولند. جنگهای صلیبی در قرن گذشته و جنگ صربها علیه مسلمین و نیز نسلکشی در خاورمیانه و ... در عصر جدید نمودها بارز این اخلاق هستند. «جورج بوش رييسجمهور سابق آمريكا در سال 2001 پس از حوادث 11 سپتامبر هنگام سخنراني در كنگره آمريكا براي توجيه جنگ افغانستان از واژه جنگ صليبي استفاده كرد.وي گفت: 11 سپتامبر يادآور دوران جنگ صليبي است و آمريكا براي مقابله با اين روند حمله پيشدستانه آغاز خواهد كرد.» د – اما این اسلام است که در عین برخورداری از حقوق عالیهی فردی و اجتماعی، نظام تعاملات در تمامی عرصهها و شئون زندگی را به گونهای ترسیم کرده است که ضمن حفظ عزت انسان و جامعه، ریشههای جهل و طاغوتپرستی برچیده شود و ظلمی اتفاق نیافتد و اگر افتاد، نظام جهادی و قضاییاش مانع از رشد آن میشود. در عین حال این اسلام است که ضمن احکام قصاص، بخشش را اولیتر قرار داده است، اما نه بگونهای که فسادآور باشد و ارزشها را نابود کند و فرمان به ظلمپذیری دهد و احکام جهادی و مقابله با حاکمان جابر، لشکریان ظالم، مدیران فاجر و سرمایهداران فاسق و در خدمت طواغیت نیز در همین راستا میباشد. اسلام دین جامع است. در اسلام قصاص عامل بازدارندگی و عفو؛ عامل تربیتی است. قصاص قانون است و عفو اخلاق.
ﻫ - و البته در آن چه که گذشت، اصلاً به «اصول دین»، تثلیث، جسمیت بخشیدن به خدا، هبوطش به زمین، پدر – پسر – روح القدس، سکنا گزیدن خدا در کوه صیون یا صهیون و ... اشاره نشد که خود دروغ بستن به خدا و بدترین ظلم و نامهربانی در حق مردم است. و دین باید با جهانبینی حقیقتگرا، ایدئولوژی واقعگرا، و اخلاقیات منطبق با عقل و فطرت انتخاب گردد و نه با چند شعار ژورنالیستی، دروغ تبلیغاتی و خوشایندهای نفسانی. این که دین خدا نیست. نظرات شما عزیزان: [ پنج شنبه 30 آذر 1392
] [ 16:17 ] [ دانیال عادل فر ] |
|